تفاوت اصلی در این خصوص در هدف آنها است.
در عرفان ها تلاش می کنند که به آرامش برسند یا به یک سری قدرت هایی دست پیدا کنند و در عرفان های به معنای عام هردوی اینها وجود دارد.
ولی در عرفان توحیدی اگر هدف بخواهد چیزی باشد فقط حصول آرامش است و کسب قدرت نمی باشد. نهایتش اطمینان قلب و آرامش می باشد .
یوگا در تقریری که در جامعه ما از آن وجود دارد هدفش آرامش و قدرت است و در فضای عمومی بیشتر آرامش آن را تبلیغ می کنند.
نکته : تعبیری که از نیروانا در یوگا وجود دارد به نظر می رسد و حدس می زنیم که تحریف شده خدای انبیاء باشد.
در عرفان اسلامی تحصیل قدرت هدف نیست ولی دعوت به آرامش مطلق بی نهایت می کند البته با سه شاخصه : الف : امنیت حداکثری ب : کیفیت حداکثری ج: تفاوت در روش.
عرفانی که گزارش شفاف از عالم بعد دارد ، عرفان اسلامی است که برای آن عالم برنامه درازمدت دارد بر خلاف عرفان های غیراسلامی.
ما برای گزاره های عرفان اسلامی مبانی فلسفی و روایی دقیقی در معارف خودمان داریم.
در عرفان های غیر اسلامی باید ها و نبایدها و آرامش ها دنیوی است که مستند آن هم تجربیات شخصی است ولی در عرفان اسلامی دنیا و آخرت با همدیگر هستند و مراحل آرامش در عرفان اسلامی طبقه بندی شده و دارای مراتب است.
انتهای عرفان اسلامی عالم بقاء است که عرفای ما انسان ها را به آنجا دعوت می کنند.
بخش هایی از مباحث حجت الاسلام محمدحسن وکیلی
برچسب:
نویسنده: آروین اسدی